تأسيس: 14 مرداد 1392     |    در نخستين کنگرهء سکولار های ايران     |      همزمان با 107 مين سالگرد مشروطه 

 خانه   |   آرشيو کلی مقالات   |   فهرست نويسندگان  |   آرشيو روزانهء صفحهء اول سايت    |    جستجو  |    گنجينهء سکولاريسم نو

18 دی ماه 1394 ـ 8 ماه ژانويه 2016

شوخی بی مزهء کنفرانس همبستگی اسلامی

محمدعلی مهرآسا

رهبر حکومت آخوندی ایران در جلسه ای که به عنوان کنفرانس همبستگی جهان اسلام با شرکت نمایندگان چند کشور اسلامی که به نام دعوت شده اند و با حضور سران حکومت نیز همراه بوده است، سخنرانی مشروحی کرده است. هر سال بین 12 ربیع الاول و 17 همین ماه قمری که سنی ها معتقدند محمد در روز 12 اش به دنیا آمده و شیعان چون یکی از امامان شان نیز در روز 17 ربیع الاول زاده شده است، تولد پیامبر اسلام را با آن قاطی کرده اند و روز هفدهم ماه ربیع الاول را به عنوان تولد محمد جشن می گیرند، این فاصله را که پنج روز بیشتر نیست، «هفتهء وحدت» نام نهاده اند؛ يعنی برای این که کشورهای سنی مذهب از این تفاوت – البته که تنها این نیست – نرنجند، نام هفتهء وحدت را به این فاصله نهاده اند و هر سال نمایندگانی از کشورهای سنی مذهب را دعوت می کنند که در این کنفرانس مهمان حکومت ایران باشند و از هتل های پنج ستاره و چلوکباب سلطانی لذت ببرند و در جلسات نیز گاه به گاه نامی از حضرت محمد ببرند.

روشن است کنفرانس هر سال با سخنان آقای خامنه ای، رهبر شیعیان جهان، آغاز شده و ایشان در همبستگی عامهء مسلمانان در این چند سال سخن به گزاف گفته است ولی او همچنان یک آخوند علوی شیعه ی قشری باقی مانده که در ضدیّت با سنی ها کم نمی آورد. زیرا علیرغم دعوت و حضور یافتن چند سیاه پوست و سفید پوست مسلمان به این کنفرانس، اختلافات سنی و شیعه قضیه ای نیست که به این آسانی حل شود. چرا که اختلاف در اصول دین است و تنها در دست گرفتن بر سینه در نماز نیست.

سنی در دین اش سه اصل دارد (توحید و نبوت و معاد) و شیعه پنج اصل (توحید، نبوت، معاد، امامت و عدل) و جالب است که شیعه امامت را در ردیف نبوت می داند و همانند نبوت بزرگ اش می دارد. که این اعتقاد به نظر مسلمانان سنی یک بدعت است و هرگونه بدعت در دین کفر نامیده می شود. و سران و مجتهدان شیعی نیز سنی ها را به همین دلیل عدم اعتقاد به امامت، از دین خارج شده می گویند و به کافری زینت شان می دهند. با وجود این اختلاف اصولی و جدی، حکومت پرروی ولایت فقیه، هر سال هفته ی همبستگی و یگانگی برپا می دارد و کنفرانس همبستگی ترتیب می دهد. بدیهی است دعوت شدگان هم برای گرفتن پول و جایزه و هم برای خفتن در هتل پنج ستاره و خوردن غذاهای مقوی ایرانی رنج سفر را تحمل می کنند. اما نه کسی شیعه می شود و نه کسی سنی!

اما آقای خامنه ای در سخنانش گفته است:

«امّت اسلامی تمدن نوین اسلامی را پایه ریزی کند» و «مهمترین وظیفهء امروز دنیای اسلام، به ویژه علما و روشنفکران راستین، تلاش مجدانه و مجاهدانه برای دمیدن روح واقعی اسلام و معنویّت در دنیای پر از ظلم و تبعیض و قساوت کنونی است» و « باید علمای دین و روشنفکران راستین که قبله آنها غرب نیست، اقدام به روشنگری در میان امت اسلامی کنند» و «امریکائی ها با اصل اسلام مخالفند» و «امید چندانی به سیاستمداران اسلام ندارم…» همچنین: «تمدن غرب با ظاهر پر زرق و برق خود اکنون از لحاظ اخلاقی فاسد و از لحاظ معنوی پوک شده است».

خوب بیائیم و این گفته ها را بشکافیم و تعبیر کنیم: سخن نخستین شان آن است که فرموده اند «امّت اسلامی تمدن نوین اسلامی را پایه ریزی کنند».

حضرت! تمدن را فرهیختگان و مغزهای متفکر با کار و کوشش شان پایه ریزی کرده و به وجود می آورند. شما و همپالگی های شما در کشورهای اسلامی – سنی و شیعه – تمام مغزهای اندیشمند را به سوی غرب فراری داده اید. هیچ مغز متفکری امریکا و اروپای پیشرفته را ول نمی کند که به ایران بیاید و هر 15 روز یک بار از سوی اطلاعات سپاه دستگیر و گم و گور شود و خانواده ها از مکان شان بی خبر باشند. اینجا مغزهای دانا و فرهیخته را بر روی سرشان می نهند و با حقوق های مکفی وادارشان می کنند که در زمینهء دانش آموزش دیدهء خود به تحقیق مشغول شوند و پدیده های تازه کشف کنند. شما آموزگاران و دبیران و مدیران مدارس و استادان دانشگاه را بی هیچ جرم و جنایتی تنها به دلیل انتقاد از رفتار حاکمیّت و تقاضای ماهانه بیشتر روانه زندان می کنید و قاضی صلواتی مشهور و دیگر قصابان در دستگاه قضائی حبس های 6 تا 20 ساله را برایشان تعیین می کنند. تازه وقتی حبس شان به پایان می رسد و باید مرخص شوند، پروندهء جدیدی برایشان باز می کنید و به جرمی تازه و نکرده - زیرا در زندان بوده اند – به چند سال دیگر حبس محکوم می کنید.

شما در کشور از ساخت بنزین و گازوئیل متعارف، مانند تهیه این مواد در دیگر کشورها عاجزید و همین بنزین خراب و آلوده که تحویل اتوموبیل ها و کامیون ها می شود می بینیم و شاهدیم چه بر سر هوا و فضای پایتخت و شهرستان ها آورده است. متوسط عمر آدمی که در کشورهای مورد ایراد و مسخره شما به حدود 75 سال رسیده است، در کشور ایران 45 سال بیشتر نیست. این فاجعه را مرگ جوانان و حتا خودکشی آنها به درستی به ما می نمایاند.

امت اسلامی قادر نیست تمدن ایجاد کند و پرسش هم این است که تمدن اسلامی چگونه تمدنی است. تمدن یعنی پیشرفت شهری گری همراه با توسعهء دانش و فن؛ توسعهء کارخانه های صنایع بزرگ و کوچک؛ پیشرفت در آموزش و پرورش؛ از بین رفتن هرگونه فساد نظیر دزدی و رشوه خواری و رانت خواری و پولشوئی و… در جامعه. هم اکنون طبق آمار روزنامه های خودتان تعداد بچه های شش تا ده ساله که قادر به ادامهء تحصیل که در تمام مدارس دولتی نیز پولی شده است نیستند، ترک تحصیل کرده و به گدائی و یا شغل های چرند روی کرده اند. طبق نوشته یکی از روزنامه ها به تاریخ 27 دسامبر امسال، ده هزار جوان با دیپلم دکترا بی کارند. آنگاه شما دیگر کشورها را ملامت می کنید؟ زهی تأسف از این همه بی وجدانی و نفی واقعیّت!

آقای خامنه ای! منظورتان از روشنفکران راستین کیست و چیست؟ روشنفکر تعریف و توصیف خود را دارد و کسی است که تابع زور و اعتقادات بی اساس و توهماتی که به آسمان نسبت می دهند نیست. اگر شما آقای دکتر حداد عادل و دکتر علی اکبر ولایتی را روشنفکر می دانید و متر و میزان سنجش روشنفکری تان بر روی این گونه ره گمکردگان است، سخت در اشتباه و نا آگاهی هستید. اینها تاریک اندیشانی هستند که هزاران کتاب را هم خوانده باشند از قماش کتاب هائی است که مغز آنان را چنین پوک کرده است. آنها فقط نوشته هائی را می خوانند که در جهت فکری شان باشد و هیچ تناقضی با اندیشه ی تاریک شان نداشته باشد. روشنفکر متعبد نیست و هیچ مقام و منزلتی را پرستش نمی کند. کسی که معتقد باشد عیسی 2000 سال است در آسمان زنده است و یا امام موهوم حدود 12 قرن است در چاهی مخفی است، ده ها دانشنامه نیز داشته باشد، روشنفکر به حساب نمی آید. پس منظورتان از روشنفکر راستین چیست؟

اما خوشبختانه دست خود را رو کرده و در جمله بعدی علائم و خواص چنین روشنفکرانی را به ما نموده و فرموده اید: «مهمترین وظیفهء امروز دنیای اسلام بویژه علما و رو شنفکران راستین، تلاش مجدانه و مجاهدانه برای دمیدن روح واقعی اسلام و معنویات در دنیای پر از ظلم و تبعیض و قساوت کنونی است».

حضرت! منظور تان از روشنفکران راستین را که در بالا بیان کردم و علما نیز در دیدگاه شما عمامه بر سرانی اند که در حوزه های دینی «ضربَ زَیداً عمرا…» را یاد گرفته اند و مغزشان در 14 قرن پیش منجمد شده و شما از آنان توقع تمدن نو و پیشرفت جامعه را دارید. اینها هنوز در مقدار آبی که با آن طهارت می گیرند در شک و تردیدند و روی مبتلات نماز و روزه با هم دعوا دارند. و بحث شان بر سر حجاب زن و حیض و نفاس است. دمیدن روح واقعی اسلام همان چیزی است که امروز گروه داعش اجرا می کند و بنایش را طالبان افغان گذاشت و چند گروه دیگر سنی به اجرایش مشغولند. همان چيزی است که خمینی به خاطرش سلطنت را ساقط کرد، ولی نه او و نه شما نتوانسته اید آن را پیاده کنید. پس حضرتعالی نباید از این جهت غصه و تردیدی به خود راه دهید. شما، بر عکس، ایران را به یک لجنستان تبدیل فرموده اید و کشور زندان بزرگی است که در آن تمام مکروهات از فاحشه بازی، دزدی، رشوه خواری، کلاهگذاری، قتل و چاقو کشی ایران را در جهان نمونه کرده است. قوه ی قضائیّه شما قوه قصابیه است. شما خود دزدید و هشت سال روی دزدی های احمدی نژاد سرپوش گذاشتید؛ چون سهم شما را بی کم و کاست می داد.

سر انجام حدس من درست از آب درآمده و شما در جمله بعدی فرموده اید: «باید علمای دین و روشنفکران راستین، که قبله آنها غرب نیست، اقدام به روشنگری در میان امت اسلامی کنند».
       روشنفکر هرچه دارد از دانش و فلسفهء غرب است ولی قبلهء آنها غرب نیست زیرا روشنفکران حقیقی اصولاً قبله ندارند و نماز خوان نیستند. بنابراین چنین فرموده ای باد هوا است و باید به ریش گوینده اش خندید.

اما بفرمائید چگونه در میان امت اسلامی روشنگری کنند؟ شما که به یک و نیم میلیون آدم بی سواد و با سواد اجازه می دهید برای چهلم شهادت حسین ابن علی به هر راه ممکن خود را به کربلا برسانند و در مراجعت تعداد زیادی از آنها در تصادف اتوبوس های حامل شان مردند، چگونه می خواهید برای اینها روشنگری کنید؟ آخوند مغز اینها را خریده و شسته است و شما یکی از همان آخوندها هستید. پس چرا مطابق خواسته دل خود حرف نمی زنید و برای رضا و دلخوشی مهمانان یاوه می بافید؟

خیر آقای خامنه ای، امریکائی ها با اسلام مخالف نیستند. زیرا اسلام برایشان مطرح نیست مگر وقتی که مسلمانان دیوانه بازی درمی آورند و حمله به برج ها و اهداف نظامی می کنند. شما کمک مالی به این گروه ها نرسانید تا کارشان لنگ شود. شما متوجه نیستید که به ناخوشی «پارانویا» مبتلائید و برای خود و ایران دیوانه وار دشمن فرضی تصور می کنید. یکی از قضات عالی دیوان کشور امریکا یک زن سیاه پوست مسلمان است. شما همه را با دید خود می بینید و چون با هر غیر شیعه ضدیّت دارید، دیگران را هم در این مقیاس می سنجید!

اما اینکه امیدی به سیاستمداران اسلام ندارید یک واقعیّت است زیرا:

اولاً در میان زمامداران مسلمان سیاستمدار پخته و نامداری وجود ندارد و در این کشورها هر که زمامدار است چیزی از سیاست سرش نمی شود؛ نظیر شما.

ثانیاً همه نوکرند. البته آنها اغلب نوکر غربند؛ و در سابق تعدادی نوکر شوروی بودند مانند بومدین و قذافی که هم آنان مردند و هم شوروی سقوط کرد. اما شما هم نوکرید هرچند خود ندانید. شما نوکر ایدئولژی و مراسم شیعه دوازده امامی بوده و هستید. ولی خود به این نوکری واقف نیستید. شما از همه نوکرترید زیرا برای مرگ شان در سیزده و چهارده قرن پیش گریه می کنید و اشک هم می ریزید. چندین میلیارد دلار خرج طلای ضریح امامان عراق کرده اید. این نوکری نیست؟

سرانجام جمله آخرتان این است: «تمدن غرب با ظاهر پر زرق و برق خود اکنون از لحاظ اخلاقی فاسد و از لحاظ معنوی پوک شده است».

آقای خامنه ای، شیخ بزرگوار! مطمئن باشید هم اکنون هیچ جای دنیا به اندازهء درون کشور ایران فساد وجود ندارد. علاوه بر ۷۰% آخوندها که به هر تقدیر دست اندر کارند و رسماً دزد و رشوه خوارند و در خانه های میلیارد دلاری می زیند، خیل عظیم از مردم کشور نیز در فساد حاصل از حکومت ولایت فقیه غرقند. در این امریکا اگر خلافی اتفاق بیفتد رسانه ها چنان آزاد است که فوراً دست شان را رو می کند و پلیس و قوه قضائیّه دخالت کرده دخل طرف را خالی می کنند.

کالیفرنیا - 3 ژانويه 2016

بازگشت به خانه