تأسيس: 14 مرداد 1392 ـ در نخستين کنگرهء سکولاردموکرات های ايران -همزمان با 107 مين سالگرد مشروطه |
خانه | آرشيو صفحات اول سايت | جستجو در سايت | گنجينهء سکولاريسم نو |
11 فروردین ماه 1404 - 31 ماه مارس 2025 |
|
آیا ۱۴۰۴سال سقوط یا فروپاشی رژيم اسلامی است؟
مهرداد قاسمفر
مشروعیت حکومت
بهوضوح مردم دیگر مطالبهای از حکومت ندارند. هرچه هست، خواست عمومی برای حذف حاکمیت است. اکثریت مطلق نسل جوان به کلی از نظام عبور کردهاند. اما فروپاشی چیزی نیست که فقط با بیاعتمادی عمومی رخ دهد؛ نیازمند به خیابان، اعتصابات صنفی گسترده و سازماندهی مردمی است.
واضح است که رژیم هنوز ابزار کنترل دارد و نیروهای وفادارش هنوز دست به سرکوب میزنند. بنابراین: مشروعیت رژیم، به فشار ناشی از ساختار قدرت ضد میهنی مبهم و علیه منافع عُمالش، تا حد زیادی درهم شکسته. اما آیا هنوز فروپاشی ناگهانی برای وقوع شانس دارد؟ خبر و بله (در صورت ترکیب همزمان چند پارامتر پرفشار).
اقتصاد - عامل تشدید نارضایتی، و نه سقوط فوری
با تورم مزمن، ریال بیارزش، و فساد ساختاری، اقتصاد ایران از درون پوسیده است؛ طبقه متوسط در حال نابودیست و فقر گسترده شده. همزمان، دولت ناتوان پزشکان نه تنها قادر به تغییر جدی نیست، بلکه برنامهای هم برای تغییر واقعی ندارد. با اینحال، دلارهای نفتی هنوز رژیم را سرپا نگه داشتهاند، گیرم با کمک چین و روسیه.
، اقتصاد عامل فرسایش رژیم است، نه سقوط سریع آن—مگر به موازات تحریمهای بیشتر، شوک خارجی، و یک خیزش گسترده غیرقابل مهار.
جامعه مدنی - آتش زیر خاکستر
اعتراضات ۱۴۰۱ خاموش نشده فقط «موقتاً» سرکوب شد. افکار عمومی، شبکه های اجتماعی و همه اقشار جامعه در تب و تاب اند. اما فضای امنیتی، هراس را به جامعه تحمیل کرده.
در ایام نوروز و چهارشنبه سوری، رفتار و شعارهای مردم در مکان های عمومی، آرامگاههای بزرگان ادب و همچنین پارسه و پاسارگاد، نشان دادند که مردم نه تنها میدانند چه نمیخواهند بلکه آن چه را میخواهند - و از جمله زندگی، آزادی بیان، پایان رژیم اسلامی- را بلند فریاد میزنند.
شرط جنبش خیابانی گسترده «جرقه ای تازه + اعتماد عمومی به موفقیت» است؛ بنابراین: حرکت خیابانی در سال ۱۴۰۴، به ویژه اگر بحران جدیدی مثل افزایش قیمت یا خطای امنیتی فاجعه بار رخ دهد، ممکن است.
اپوزیسیون - آیا برای اولین بار در حال سازمان یابی است؟
سال ۱۴۰۴ آغاز یک تغییر کیفی در بخشی از اپوزیسیون است. جریاناتی که سال ها پراکنده و بیبرنامه بودند، امروز در داخل و خارج در حال گفتگو، برنامه ریزی، و شکل دادن به بدیل سیاسی دوران گذار و پس از آن هستند. این تلاشها هنوز در مراحل اولیه اند، اما به جامعه امید تزریق میکنند.
بنابراین: اگر این تلاشها ادامه یابند و با مردم درون کشور پیوند واقعی بخورند، میتوانند به یکی از مؤلفه های سرنوشت ساز تبدیل شوند.
اختلافات درون حکومت - شکاف درون قلعه
جمهوری اسلامی دیگر یکپارچه نیست. اختلاف میان نهادهای امنیتی، بخشی از سپاه، بیت رهبری و نهادهای اقتصادی وابسته، عمیق تر از همیشه شده است. بر سر پروندههایی مانند نحوهء مواجهه با اعتراضات، مذاکرات هسته ای، رابطه با روسیه و چین، و آیندهء رهبری پس از خامنهای، تنشهایی جدی وجود دارد. این شکافها معمولاً پشت درهای بسته باقی میمانند، اما نشانه هایشان در عملکرد متناقض نهادها و جنگ رسانه ای درون حکومتی دیده میشود.
بنابراین: رژیم از درون دچار فرسایش سیاسی و ناهماهنگی ساختاری ست؛ شکافی که اگر با بحران اجتماعی و خارجی همراه شود، میتواند نظم کنونی را متزلزل کند.
سازمان سركوب؛ ستون فقراتی که در حال فرسایش اند
سپاه و نهادهای امنیتی در تمام ارکان حکومت نفوذ دارند. نه تنها سرکوب میکنند، بلکه اقتصاد و سیاست را هم کنترل میکنند. اگرچه تلفات نیابتی در منطقه زیاد بوده، اما در داخل ایران هنوز کارآمدند.
با این حال، نشانه هایی از فرسودگی دیده میشود: اختلافات درونی، ریزش از بدنه ها و فشارهای منطقه ای.
بنابراین: رژیم هنوز ستونهای سرکوب را دارد؛ ترک خورده اند، اما نریخته اند. تداوم فرسودگی، سازمان سرکوب را بیآینده و غیر قابل اتکا در دراز مدت کرده است.
پرونده هسته ای - خامنه ای و ترامپ در مسیر تصادم؟
ترامپ از ایران خواسته به توافق جدید تن دهد؛ لحنش تهدید آمیز است. خامنه ای این شروط را «فریبکارانه» خوانده. سپاه و هسته سخت قدرت، مخالفند. اما فشار بین المللی و تهدید نظامی واقعی است، به ویژه از طرف اسرائيل.
بنابراین: خامنه ای اگرچه سرسخت است، اما ممکن است در نهایت، برای بقا، ناچار به عقب نشینی محدود شود - نه تسلیم کامل، که در هر دو حال، به شدت برایش زیانبار است.
و سرانجام - آیا ۱۴۰۴ سال سقوط است؟
نه الزاماً؛ اما بی تردید سال «فرسایشی تعیین کننده و پرشتاب» است. رژیم از نظر مشروعیت، اقتصاد، و انسجام درونی، تضعیف شده تر از همیشه است. جامعهء مدنی فعال است، شعارها رادیکال تر شده اند، و بخشی از اپوزیسیون در مسیر سازماندهی قرار گرفته. در عین حال سازمان سرکوب هنوز برقرار است، و خامنه ای در برابر خواست عقب نشینی مقاومت میکند.
بنابراین: رژیم اسلامی ممکن است در ۱۴۰۴ فرو نپاشد، اما اگر فشارهای داخلی، منطقه ای و جهانی هم زمان افزایش یابند، سال ۱۴۰۴ میتواند آستانهء تغییرات بنیادین باشد.
****
بعد از تحریر:
در پست بالا، با طرح این پرسش که سال ۱۴۰۴ سال سقوط و فروپاشی حکومت است یا خیر، سعی کردم به دور از توهم، آرزواندیشی یا خیالپردازی، ۷ فکت مهم و کلیدی را به اختصار مرور و بررسی کنم. یکی از آنها آشکار شدن جدی نشانههای شکاف، ریزش و نزاعهای درون بدنهی حاکمیت و وابستگانش، در سالِ پیش رو بود. پارامتری که در هُل دادن نظامِ فلاکتبار کنونی به نقطه پایان، یکی از عناصریست که ایران برای سازماندهی سرنوشت نهاییاش به آن سخت نیازمند است. و حالا یکی از نمودهای این عمیق شدن شکاف، درست چند روز بعد از آن پست، در درگیری امنیتیها با خودیهایشان جلو مجلس، آشکار شد. با اینحال عدهای آن را سناریو و توطئهی حکومت برای وانمود کردن به اصلاحپذیری نظام برای مردم، دانستند.
اما به گمان من چنین نیست. نظام دیگر توان کنترل هماهنگ و یکپارچهی ساختار قدرت را ندارد؛ شکاف میان نهادهای امنیتی، سپاه، دولت، مجلس و حتی مراجع حوزوی، واقعی و در حال تعمیق است؛
این تحصنها ظاهرا اگرچه بر سر حجاباند اما، خود بازتابی از درگیریهای واقعی درون حاکمیت بر سر آینده، جانشینی، و فروپاشی نظم سیاسیست. برخورد خشن با این گروهها، نشان میدهد که رژیم حتی در ادارهی «خودیها» هم فلج شده است.
تحصنهایی از این دست به ما میگویند که دیگر با یک ساختار منسجم مواجه نیستیم، بلکه با مجموعهای از باندهای متضاد، و فاقد مشروعیتِ متقابل در چشمِ هم، طرف هستیم. حمله به متحصنان در برابر مجلس در واقع حملهی یک باند به دیگری برای حفظ سهم از قدرت است، نه اعمالِ «اقتدار حاکمیتی». اینجا دیگر بحث «برانداز» و «فتنهگر» نیست؛ بلکه شکاف از درون به بیرون در حال گسترش است.
و در سوی دیگر این معادله اما، فروریزش«آنان»، به موازات حرکت غریزی، خودجوش و جمعی ایرانیان است به سمت یکپارچگی و گردآمدنی دوباره و بازاندیشانه، پیرامون نشانههای هویتبخش و مرگ ناپذیرِ هزارهای چون«مفهوم میهن/ ایران». و این، نویدبخش روزهای بهتر برای «ما»ست.
https://www.instagram.com/p/DHsbkJbOC_4/?img_index=9