تأسيس: 14 مرداد 1392 ـ در نخستين کنگرهء سکولاردموکرات های ايران -همزمان با 107 مين سالگرد مشروطه |
خانه | آرشيو صفحات اول سايت | جستجو در سايت | گنجينهء سکولاريسم نو |
|
حسین باستانی
وجه تمایز کارزار ضداطلاعات حکومت در این موضوع، نه اشاعه روایتهای ساختگی -که به خودی خود اتفاق جدیدی نیست - که انجام حرفهای چنین کاری در پوشش “راستی-آزمایی” یا “ملاحظات کارشناسی” بوده است.
با گذشت یک سال از سرنگونی بویینگ 737 اوکراینی به شماره 752 و کشته شدن 176 سرنشین آن، پرونده این فاجعه هنوز در افکار عمومی بسته نشده.
ویژگی آشنای این پرونده، انتشار متراکم اخبار جعلی راجع به آن از سوی مسئولان و رسانه های حکومتی ایران است که تاکنون، در مناسبتهای گوناگون مورد اشاره ناظران قرار گرفته. در عین حال فرایند انتشار اخبار جعلی در پرونده پرواز 752 ویژگیهایی داشته که این پرونده را، حتی از بسیاری از دیگر نمونه های مشابه “روایت سازی” در فضای رسمی مجزا می کند.
وجه تمایز کارزار ضداطلاعات حکومت در این موضوع، نه اشاعه روایتهای ساختگی -که به خودی خود اتفاق جدیدی نیست- که انجام حرفهای چنین کاری در پوشش “راستی-آزمایی” یا “ملاحظات کارشناسی” بوده است.
از قضا یکی از کلیدی ترین روایت های ساختگی فوق هم، این ادعای مشخص بوده که نظام، تنها در فاصله 18 تا 21 دی 98 - از زمان سرنگونی هواپیما تا مقطع اعتراف به انجام این کار- اطلاعات بیاساس منتشر کرده.
ادعایی که طرح آن، گویی قرار است به انکار این واقعیت مهم بینجامد که سخنگویان حکومت، پس از اعترافِ ناگزیر 21 دی نیز -بدون وقفه- به تزریق زیرپوستی خبرهای جعلی به افکار عمومی ادامه داده اند.
متخصصانِ دفاع از “روایت نظام“
بلافاصله پس از سرنگونی هواپیمای اوکراینی، مقام های حکومتی با ادبیاتی تخصصی یا تحقیرآمیز به رد تحلیلهایی پرداختند که داستان “سقوط این هواپیما بر اثر نقص فنی” را باور نداشتند. برخی از ادعاهای مطرح شده در همین ارتباط، چنان محکم به نظر میرسیدند که ظاهرا حتی طیفی از منتقدان را متقاعد کردند که روایت نظام، در این فقره خاص واقعی است.
مثلا در روز 18 دی، ابوالفضل شکارچی “سخنگوی ارشد نیروهای مسلح”، با “مضحک” دانستن این تحلیل که “هواپیمای اوکراینی مورد اصابت قرار گرفته” اطمینان داد “شایعاتی که در خصوص این هواپیما مطرح میکنند کاملا دروغ محض است و هیچ کارشناس نظامی و سیاسی این موضوع را تایید نمیکند”. این سرتیپ سپاه هشدار داد: “قطعا این موضوع توسط خط نفاق به نفع آمریکاییها دنبال میشود و توطئهای دیگر در حوزه جنگ روانی است.”
همچنین در 19 دی، علی ربیعی سخنگوی دولت تشکیک در نقص فنی هواپیما را یک “روش کاملا حساب شده و شناخته شده در عملیات روانی” دانست و افزود “در آینده که مشخص شد این ادعای دروغ عاری از حقیقت است هیچ کس مسئولیت این دروغ بزرگ را بر عهده نخواهد گرفت.” آقای ربیعی با متهم کردن کسانی که سخن حکومت را باور نداشتند به همسویی با واشنگتن گفت: “سیستم عملیات روانی دولت آمریکا و همراهان آگاه و ناآگاه آنها با این دروغ پردازی ها بر زخم های جانکاه خانواده های داغدار نمک می پاشند”.
به همین ترتیب در روز 20 دی نیز شبکه دوم سیما اظهارات حمزه پاریاب “کارشناس امور دفاعی” را روی آنتن برد که نصیحت میکرد: “کاربران شبکههای اجتماعی درباره این سانحه، وارد بازی رسانهای کثیف و عملیات روانی آمریکاییها نشوند… این کاربران خود را جای خانوادههایی بگذارند که عزیزان خود را در این سانحه از دست دادهاند و شایعات و اطلاعات نادرست، بیش از پیش آنها را داغدار میکند.”
در کنار این تاکیدات کلی، بسیاری از مقام های رسمی به بیان توضیحات “فنی” متنوع در رد دخالت نهادهای حکومتی در سقوط هواپیما پرداختند.
به عنوان نمونه 20 دی، خبرگزاری نسیم آنلاین وابسته به سپاه، لازم دانست به نقل از یک “منبع آگاه در فرودگاه امام خمینی” اعلام کند: “هواپیما نقص فنی داشت، مهندس ایرانی طبق فرم موجود اجازه پرواز را نداده بود اما مهندس اوکراین ایرلاین مخالف [بوده] و اعلام کرده که مشکلی برای پرواز نیست و پرواز میکنیم”.
این در حالی بود که ساعاتی پس از سرنگونی هواپیما، از سویی قاسم بینیاز رئیس مرکز ارتباطات و اطلاعرسانی وزارت راه و شهرسازی خبر داد “علت سقوط هواپیمای اوکراینی که صبح امروز در نزدیکی شهر جدید پرند سقوط کرد، آتشسوزی در قسمت موتور هواپیما بود”، و از سوی دیگر علی عابدزاده رئیس سازمان هواپیمایی کشوری دلیلِ احتمالیِ اعلام نشدن “آتشسوزیِ” به برج مراقبت را آن دانست که “در کابین خلبان دود وارد شده و خلبان بهجای صحبت کردن با برج مراقبت، تلاش کرده است هواپیما را نجات دهد”.
رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در مصاحبه 18 دی خود با برنامه گفتوگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، همچنین با طرح ادعای حرکت هواپیما به سمت تهران -که بعدها در گزارش رسمی همین سازمان رد شد- گفت: “هواپیما درحالی که رو به شمال میرفته، اما رو به جنوبشرقی سقوط کرده است و این نشان میدهد هواپیما میخواسته به فرودگاه برگردد.” او در ضمن، با ذکر اینکه “امکان انفجار این هواپیما بر اثر شلیک موشک از لحاظ فنی وجود ندارد”، تصاویر منتشر شده در فضای مجازی از بقایای یک موشک روسی در کنار لاشه هواپیکای اوکراینی را “کذب محض” دانست.
در 19 دی، حسن رضایی فر رئیس “کمیسیون بررسی سانحه” سازمان هواپیمایی کشوری با اشاره به همین عکس اطمینان داد: “ما اصلاً در محل سایت سانحه هیچ قطعهای از موشک پیدا نکردیم.”
خبرگزاری دولتی ایرنا در 20 دی، در اشارات کارشناسی جداگانه ای به عکس فوق توضیح داد که نه تنها این عکس “از نظر آسفالت و جدول اساسا مربوط به این محل نیست”، که “اگر واقعا چنین کاری صورت گرفته بود اساسا این امکان وجود نداشت که عکاسان خبری به این شکل آزاد بتوانند در محل حضور پیدا کرده و اقدام به عکس برداری کنند”، و تازه “در این عکس قسمت جلوی موشک که قاعدتا باید به هدف برخورد می کرده کاملا سالم است”.
توضیحاتِ سخنگویان حکومت در مورد علت سقوط پرواز 752، در مواردی هم با استناد به منابع بینالمللی بود تا متقاعدکننده تر به نظر بیاید.
از باب نمونه در 19 دی تسنیم، دیگر خبرگزاری وابسته به سپاه، اظهارات “یک منبع امنیتی کانادایی که نامش فاش نشده” را بازگو کرد که میگفت “ارزیابی و برآورد اولیه سرویسهای اطلاعاتی غربی نشان میدهد هواپیمای مسافربری اوکراینی که در ایران سقوط کرده است، با موشک سرنگون نشده… با یک نقص فنی روبه رو شده”.
یا در 20 دی، ایرنا از “اطلاعات سایت فلایت رادار 24” نتیجه گرفت هواپیما مورد اصابت موشک قرار نگرفته بلکه “با یک مشکل سیستمی برخورد کرده و حتی ارتباط رادیویی خود را نیز یک دقیقه پیش از سقوط از دست داده است”.
این خبرگزاری وابسته به دولت، همچنین با اشاره به ویدیوی منتشر شده از اصابت دو موشک به هواپیما، که نیویورک تایمز اصالت آن را تایید کرده بود، نوشت “به اعتقاد یک گروه تحقیقاتی به نام بلینگ کت” ویدیو در جایی گرفته شده که 32 کیلومتر با محل سقوط هواپیما فاصله داشته، و پرسید: ” آیا اساسا این امکان وجود دارد که هواپیمایی بر اثر اصابت موشک به آن با چنین انفجاری در آسمان مواجه شود و بعد به راه خود ادامه بدهد و در مسیری برای بازگشت به فرودگاه سقوط کند؟”
در همان روز خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، بدون اشاره به ویدیوی معروف اصابت موشک، از “رسانههای ضدانقلاب و بیگانه که در قالب گفتوگو با کارشناسان سوالات و شبهات جدیدی را مطرح کردند” سوال کرد: “آیا میشود موشکی از سطح شهر بلند شود یا ضد هوایی شلیک کند اما کسی متوجه نشود و فیلم و صدایی از آن منتشر نشود؟”
به طور کلی، در واکنش به مطالب منابع غیرحکومتی در مورد سرنگونی هواپیما با موشک روسی (تور ام - 1)، بخش مهمی از واکنشهای رسانه های حکومتی به ارائه توضیحات فنی در خصوص موشک های زمین به هوا اختصاص داشت. توضیحاتی که نوعا، با دست انداختن سطح “تخصصی” افراد یا رسانه های غیرهمسو همراه بودند.
در همین ارتباط خبرگزاری تسنیم، در 19 دی تعریف کرد هواپیماهای مسافربری دیگری نیز در نزدیکی محل واقعه در حال پرواز بوده اند و نتیجتا “اگر این ادعای خنده دار که سامانه روشن شده و آنقدر بی منطق و بدون کنترل به سمت هواپیمای مسافربری شلیک کرده درست میبود… باید شاهد شلیک به سایر هواپیماهای مسافربری دیگر در آسمان میبودیم”. این خبرگزاری سپس حکم داد “افرادی که کوچکترین شناختی از نحوه فعالیت سامانه های پدافندی داشته باشند” می دانند که ادعای اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی “چقدر مهمل و غیرمنطقی است”.
در 18 دی حمزه پاریاب “کارشناس امور دفاعی” هم در تلویزیون حکایت کرد در سیستم پدافند هوایی ایران “هواپیمای مسافربری از جنگندهای که سرعت بیش از هزار کیلومتر دارد یا هر نوع پرندهای بهآسانی قابل شناسایی است”، پس “اینکه در این شرایط سقوط هواپیمای اوکراینی را اشتباه سامانه پدافندی اعلام میکنند چیزی جز ظلم و خودتحقیری نیست”.
در 20 دی، نوبت به انتشار بیانیه منسوب به “جمعی از متخصصان اتحادیه صنایع هوایی و فضایی ایران و دانش آموختگان مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف” رسید که مطابق آن: “هواپیما… اگر مورد هدف قرار گرفته بود در هوا متلاشی می شد و تکه های آن کیلومترها از هم دور می افتاد، در حالی که در فیلم ها مشخص است که روی زمین در اثر برخورد متلاشی شده و همه تکه ها یک جا افتاده است”.
البته “متخصصان” امضا کننده بیانیه، هر که بودند، احتمالا اطلاع نداشتند که موشک تور ام-۱ به هدف اصابت نمیکند بلکه در نزدیکی آن منفجر می شود. درست مانند علی عابدزاده رئیس سازمان هواپیمایی کشوری که در 18 دی میگفت: “شاهدان دیدهاند که آتش در هواپیما وجود داشته و یک دقیقه در هواپیما بوده است درحالی که اگر به هواپیما موشک میخورد بلافاصله منفجر میشد”.
او به علاوه گوشزد می کرد که “بین همه بخشهای نظامی و غیر نظامی در ایران هماهنگی کامل وجود دارد”، و میپرسید: “مگر میشود پدافند به هواپیمایی شلیک کند که هشتهزار پا ارتفاع دارد؟”
هرچند توضیح بیشتری نمی داد که چرا نمی شود.
"سرنگونی هواپیما کشور را از نابودی نجات داد!"
به دنبال ساقط شدن پرواز 752، چهره ها و رسانه های حکومتی ادعاهای متنوعی را انتشار دادند که مطابق آنها، کسانی که در قرائت نظام از علت سقوط تردید داشتند متهم به همکاری به دشمن میشدند.
مثلا در 19 دی، یک خبرگزاری وابسته به سپاه مدعی شد از طریق خودِ غربیها در جریان تمام پشت پرده های ماجرا قرار گرفته است: “برخی منابع غربی به تسنیم می گویند استفاده از کارت سقوط هواپیمای بویینگ متعلق به اوکراین در نزدیکی فرودگاه امام خمینی یکی از مصوبات جلسات کاخ سفید بوده و فضاسازی بر اساس آن به سیا و پنتاگون واگذار شده و مدیران رسانه های بزرگ غربی درباره آن توجیه (brief) شده اند.”
در 20 دی، نوبت خبرگزاری دولت شد که تحلیل مفصلی را در مورد سناریوی “دشمن” منتشر کند: “در این سناریو احتمالا سه هدف با هم به دست خواهد آمد: اول اینکه عملیات شهید سلیمانی، تحت تاثیر رسانهای قرار میگیرد؛ دوم اینکه بعد از آشتی نصفه و نیمه اوکراین و روسیه در کریسمس امسال… سقوط یک هواپیمای اوکراینی با موشک روسی میتواند دوباره آتش تنش در آن منطقه را روشن کند؛ سوم اینکه ایالات متحده آمریکا خواهد توانست با ادامه این موج رسانهای احتمالا بدلی در برابر جنایت خود در اسقاط هواپیمای ایرانی بر بالای خلیج فارس در سال 1367 بسازد.”
روزنامه کیهان وابسته به نهاد رهبری، در همان روز بخشهای دیگری از “توطئه” جاری را چنین تشریح کرد: “مقامات دهشتزده آمریکایی که این روزها پس از سیلی موشکی سپاه از حالت گستاخی و کریخوانی به شوک ضربه حیثیتی و لاک انفعال رفتهاند، کوشیدند با جنگ روانی و عملیات رسانهای علت سقوط هواپیما را برخورد اشتباهی یک موشک به آنجا بزنند تا پوزه به خاک مالیده شده خود در پایگاه عینالاسد را ترمیم کنند و از ضرر شرکت بویینگ نیز بکاهند.”
نظریه توطئه مرتبط با شرکت بویینگ، همان بود که ساعاتی پس از سرنگونی پرواز 752، از سوی علی عابدزاده رئیس سازمان هواپیمایی کشوری هم تبیین شده بود: “آمریکا در چند ماه اخیر بهعلت ضرر هنگفتی که شرکت بوئینگ داده و این سومین هواپیمای بوئینگ است که اخیراً بهعلت نقص فنی سقوط کرده است، برای جلوگیری از ضرر بیشتر این شرکت این ادعاها [بحث اصابت موشک] را مطرح میکند.”
تببین جداگانه ای از این نظریه، در بیانیه 20 دی “جمعی از متخصصان اتحادیه صنایع هوایی و فضایی ایران و دانش آموختگان مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف” وجود داشت: “هواپیمای بوئینگ 737… در 15 سال اخیر بیشترین سانحه مرگبار را داشته… که موجب ضرردهی و عزل مدیرعامل بوئینگ و پایین آمدن سهام آن شد. این سقوط آخر هم ضربه شدیدتری به آن شرکت می زند؛ فلذا سعی بر این کرده اند که در جنگ رسانه ای جای قاتل و مقتول را عوض کنند.”
حتی در 21 دی که حکومت سرانجام اعتراف کرد که دلیل سقوط هواپیما موشک بوده، روزنامه قدس ارگان آستان قدس رضوی کماکان اصرار داشت: “با شعبده دروغ سقوط هواپیمای اوکراینی به دلیل اصابت موشک ایران هم رسوایی ترامپ در عراق برای چند روزی تحتالشعاع قرار گرفت و هم بوئینگ از ورشکستگی نجات یافت.”
این در شرایطی بود که در همان روز، ستاد کل نیروهای مسلح با صدور بیانیهای اعلام کرد که بویینگ اوکراینی را، پدافند ضدهوایی ایران ساقط کرده، هرچند این سرنگونی “بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیرعمد” بوده و قرار است “مقصر آن به سازمان قضایی نیروهای مسلح معرفی شود تا با خطاهای صورت گرفته برخورد قانونی صورت گیرد”. ساعاتی بعد هم، امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه، مسئولیت این نهاد نظامی در سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی را پذیرفت.
ولی حتی بعد از مشخص شدن مسئولیت سپاه پاسداران در واقعه، رسانه های وابسته به سپاه کوتاه نیامدند و با انتشار نظریه های توطئه متنوع، به سلب مسئولیت از آن نهاد ادامه دادند.
در همین مسیر، ازجمله وبسایت مشرق در 28 دی، گزارشی مطول را به توضیح جزء به جزء ادعاهای عجیب فردی به نام محمود منصور اختصاص داد که او را “یکی از بزرگترین استراتژیست ها” و دارنده “پست ها و مناصب متعدد در نیروهای مسلح و سازمان اطلاعات و امنیت مصر” معرفی میکرد. این فرد بویینگ 737 اوکراینی را “به ظاهر مسافربری” اما درواقع یک آواکس (هواپیمای جاسوسی) می دانست که “به شکل مسافربری طراحی شده بود”.
در ادامه داستانِ نقل شده در این رسانه، آمده بود که “سپاه مطمئن شده” هواپیمای اوکراینی “درحال جاسوسی برای آمریکایی هاست و ادامه پرواز آن در آسمان ایران به معنای دادن گرای دقیق از اهداف به آمریکایی هاست”. درنتیجه، اپراتور موشک سپاه پاسداران باید انتخاب می کرده که آیا “یک هواپیمای فوق مدرن جاسوسی را هدف بگیرد که 170 انسانِ بی گناه را برای تضمین موفقیت عملیاتش به گروگان گرفته بود، یا اینکه اجازه دهد، ده ها شاید هم صدها موشک کروزِ آمریکایی در مرحله اول نقاط شناسایی شده را هدف بگیرند”. نتیجه گیری آخر داستان هم این بود که “آن اپراتور با تصمیم درست خود کشوری را از نابودی نجات داده”.
وبسایت مشرق البته، در این حد احتیاط به خرج میداد که یادآور شود اظهارات محمود منصور “ادعایی بیش نیست”، اما در ادامه اعلام میکرد “بسیاری از منابع متخصص در امر پدافند هوایی و جنگ سایبری” -که نامشان مشخص نبود- “این ادعاها را دور از انتظار ندانسته و دستکم قابل بررسی میدانند”.
به هر ترتیب، اتهام جاسوسی هواپیمای مسافربری اوکراینی در ماه های بعد، به کرات در رسانه های رسمی و فضای مجازی مورد اشاره مدافعان سپاه قرار گرفت و کار به جایی رسید که حسن نوروزی سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس دهم بر مبنای آن، مواخذه از ساقط کنندگان پرواز 752 را بلاموضوع دانست. آقای نوروزی، که در مجلس یازدهم به سمت نایب رئیسی کمیسوین قضایی ارتقا یافت، در 17 فروردین 99 خبر داد: “این هواپیما تحت کنترل آمریکا قرار گرفته بود. در واقع این هواپیما از مسیر حرکت اصلی خود خارج شده و مسیر حرکت آن به جای اوکراین به سوی تهران، تغییر پیدا کرده بود… این هواپیما یک هفته قبل از آن در اسرائیل بوده و به نظر میرسد که دستکاری شده بوده است.”
او از همه اینها نتیجه گرفت: “از آنجا که کنترل این هواپیما از دسترس ما خارج شده بود و توسط کشورهای دیگر در حال هدایت بوده است، لذا نیروهای نظامی ما وظیفه خود را به خوبی انجام دادهاند… بنابراین در این زمینه مواخذه و بازداشتی وجود نخواهد داشت.”
اگرچه اظهارات فوق، به سرعت با چنان واکنشی در رسانه های بین المللی مواجه شد که سازمان قضایی نیروهای مسلح، در 18 فروردین گفت این سازمان علیه آقای نوروزی به دلیل “نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی” اعلام جرم کرده است.
خبرسازی انبوه پس از اعتراف اولیه
ترویج اطلاعات ساختگی در مقطعِ بعد از اعتراف 21 دیماه ستاد کل، به انتشار آن دسته از نظریههای توطئه خلاصه نمیشد که حتی نهادهای رسمی ایران مسئولیت تاییدشان را بر عهده نمی گرفتند. به واقع اکثر این اطلاعات، از طریق گزارشهای همین نهادهای رسمی پراکنده می شدند و مرحله جدید انتشارشان هم، بلافاصله پس از اذعان به سرنگونی پرواز 752 کلید خورد.
مثلا در بیانیه 21 دی ستاد کل نیروهای مسلح آمده بود هواپیمای اوکراینی به این دلیل هدف واقع شده که پس از حرکت از فرودگاه تهران، چرخیده و “کاملاً در حالت نزدیکشونده به یک مرکز حساس نظامی سپاه و در ارتفاع و شکل پروازی یک هدف متخاصم قرار گرفته”.
ادعایی که با واکنش فوری سازمان هواپیمایی کشوری مواجه شد که تصریح داشت “هیچگونه انحراف پروازی از سوی هواپیمای سانحهدیده به اثبات نرسیده است”. در گزارش مفصل 21 تیر 99 سازمان هواپیمایی کشوری در مورد پرواز 752 نیز، کوچکترین نشانه ای در تایید فرضیه انحراف بویینگ اوکراینی وجود نداشت و برعکس، به خطای “107 درجه ای” پدافند موشکی سپاه اشاره شده بود.
در 21 دی، به علاوه امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوا-فضای سپاه در سخنرانی کوتاه خود برای پذیرش مسئولیت سرنگونی هواپیمای اوکراینی، چند ادعای کلیدی را مطرح کرد که بعدها، از سوی نهادهای حکومتی دیگر رد شدند.
او از جمله گفت که مسئول شلیک موشک زمین به هوا، بویینگ شرکت هواپیمایی اوکراین را موشک کروز تشخیص داده و تلاش کرده با فرمانده خود تماس بگیرد، اما “ظاهرا سیستم ارتباطیاش با اختلال روبهرو بودهاست و نمیتواند تماس بگیرد که شاید به دلیل شلوغ بودن شبکه یا جمینگ [جنگ الکترونیک دشمن] بوده است”.
در 23 دی، خبرگزاری تسنیم این ادعای مشابه را مطرح کرد که “گمانههای مربوط به اجرای جنگ الکترونیک توسط دشمن روی خود هواپیمای 737 یا روی سامانه پدافندی” بسیار مورد توجه “محافل تحلیلی نظامی در دنیا” قرار گرفته است. تسنیم افزود: “کارشناسان مختلف با بیان حقایقی از این نوع حملات که توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال های اخیر صورت پذیرفته در واقع به صورت ضمنی در حال تقویت احتمال وقوع چنین جنایتی توسط دشمن هستند.”
هرچند به فاصله ای اندک، مسئولان نظامی ایران در جلسه غیرعلنی خود در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس خبر دادند که تئوری جنگ الکترونیکی مبنایی ندارد. این جلسه 30 دی و با حضور نماینده سازمان هوا-فضای سپاه، جانشین فرمانده کل ارتش، رئیس کمیته ویژه بررسی ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس هواپیمای کشوری و مدیر فرودگاه بین المللی امام تشکیل شد و در پایان آن، مجتبی ذوالنوری رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: “ابهام در خصوص احتمال جنگ الکترونیک و هجوم سایبری در این حادثه به عنوان یکی از مباحث مطرح شد… اما فعلاً این موضوع اثبات نشده است”.
آقای حاجی زاده همچنین، طی ادعای جداگانه ای در مصاحبه 21 دی گفت اپراتور موشک سپاه از زمانی که هواپیمای اوکراینی را دیده، “10 ثانیه فرصت داشتهاست تصمیم بگیرد”. اگرچه مجله فوربس، یک روز بعد توضح داد از زمانی که اپراتور موشک تور ام-۱ هدف خود را می بیند، بسته به فاصله هواپیما حداقل 1 دقیقه و 53 ثانیه و حداکثر 3 دقیقه و 39 ثانیه فرصت تصمیم گیری دارد.
نکته ای مهمتر در اظهارات 21 دی فرمانده نیروی هوا-فضای سپاه آن بود که او در توضیحات خود در مورد “خطای” منجر به سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی، از شلیک یک موشک به این هواپیما سخن می گفت.
به همین علت وقتی در 24 دی، نیویورک تایمز ویدیویی را منتشر کرد که نشاندهنده شلیک دو موشک به هواپیما بود، یک بار دیگر مدافعان سپاه، بسیج شدند تا با استدلال های گوناگون، آن رسانه را به جعل خبر متهم کنند. تا جایی که خبرآنلاین، منتسب به اصولگرایانِ حامی دولت، در 25 دی فیلم نیویورکتایمز را “جعلی” و “مربوط به سه ماه قبل” توصیف کرد.
مجددا در این فقره هم، گزارش 21 تیر 99 سازمان هواپیمایی کشوری به وضوح از شلیک دو موشک به سمت هواپیمای اوکراینی در ساعتهای 6:14:41 و 6:15:06۶ روز 18 دی حکایت میکرد.
این در حالی بود که اعتراف رسمی به شلیک دو موشک به فاصله 25 ثانیه، بازتاب گسترده ای در فضای مجازی داشت. از یک سو کسانی می پرسیدند که اگر شلیک نخستین موشک نوعی خطا بوده، چرا دومین موشک شلیک شده، و از سوی دیگر افرادی برای شلیک موشک دوم، دلایل فنی متفاوتی را ذکر می کردند؛ و مشخصا این ادعا را که سامانه موشکی تور ام -1، به طور خودکار دو موشک را به سمت هدف خود شلیک می کند.
ادعای اخیر هم به نوبه خود، با گزارش 9 تیر 99 غلامعباس ترکی دادستان نظامی استان تهران در تناقض بود که تصریح داشت شلیک موشک دوم نیروهای سپاه پاسداران به هواپیمای اوکراینی “قابل پیشگیری” بوده و اپراتور برای شلیک مجدد به هواپیما “کسب مجوز نکرده”. او می افزود که این اپراتور بعد از پاسخ نگرفتن درباره مجوز شلیک اول، شلیک بعدی را انجام داده و “26 ثانیه بعد باز هم بدون مجوز موشک دوم را شلیک کرده است”.
کدام “دلایل امنیتی“ باعث پنهانکاری شدند؟
گذشته از آن گروه از ادعاهای حکومتی که پس از انتشار از سوی نهادهای رسمی دیگر رد شدند، در ماجرای سرنگونی هواپیمای اوکراینی ابهامات بزرگی نیز وجود داشت که این نهادها، ترجیح دادند در مورد آنها، توضیح مشخصی ندهند.
یکی از مهم ترین ابهامات فوق، به متوقف نشدن پروازهای مسافربری به دنبال حمله موشکی ایران به پایگاه های آمریکا در عراق برمی گشت که ساعاتی پیش از سرنگونی بویینگ اوکراینی انجام شده بود.
این ابهام، پس از آن شدت یافت که ابوالفضل موسوی بیوکی، نایب رئیس کمیسیون عمران مجلس دهم خبر داد محمد اسلامی وزیر راه در نشست 22 دی مجلس، درپاسخ به این سوال که “چرا سازمان هواپیمایی در زمان بحران، تمام پروازهای هوایی را متوقف نکرده” گفته این سازمان تنها “بعد از اعلام سیستم نظامی” حق متوقف کردن پروازها را داشته است. در ادامه گزارشِ نقل شده از وزارت راه، آمده بود که “برج مراقبت برای هر هواپیمایی که از روی زمین بلند می شود، در سه مرحله از پدافند هوایی اجازه می گیرد و در رابطه با هواپیمای اوکراینی نیز مراحل سه گانه مجوز انجام شده بود”.
گزارش تفصیلی 21 تیر 99 سازمان هواپیمایی کشوری در مورد هواپیمای اوکراینی هم تاکید داشت که پیش از سرنگونی این هواپیما “بخش نظامی به بخش غیرنظامی کنترل فضای کشور اطلاع میدهد تنها پروازهایی مجاز به برخاست از باند فرودگاهها هستند که از قبل توسط شبکه پدافند شناسایی شده باشند”. این گزارش می افزود که در شب واقعه، “درخواست پرواز هواپیمای اوکراینی به مرکز هماهنگی شبکه پدافند ارائه می شود و مرکز داده و مرکز هماهنگی پدافند این مجوز را صادر مینماید”.
این در حالی است که در 9 تیر، غلامعباس ترکی دادستان نظامی استان تهران در خصوص اینکه چرا پس از حمله موشکی سپاه به پایگاه های آمریکا پروازهای مسافری متوقف نشد توضیح میداد: “مطابق دستورالعملهای موجود اگر حمله هوایی دشمن خارجی به کشور قطعی باشد باید فرمان توقف پروازها صادر شود که برابر شواهد و قرائن و تشخیص سلسله مراتب، احتمال حمله و تهدید فقط وجود داشته است.”
بدین ترتیب، روایت رسمی از فاجعه به این شرح بود که نهادهای حکومتی با وجود اینکه “احتمال حمله” هوایی به ایران را می دادهاند، لزومی ندیده اند که پرواز هواپیماهای مسافربری را متوقف کنند و در چنین شرایطی پرواز 752 پس از شناسایی توسط “شبکه پدافند” از آن مجوز پرواز گرفته.
این روایت به ویژه از آن جهت اهمیت داشت که مطابق برخی شواهد، نهادهای مسئول ایران به محض ساقط شدن بویینگ اوکراینی، در جریان فاجعه قرار گرفته بودند -ولی ترجیح داده بودند حکم بدهند که دلیل سقوط نقص فنی بوده است.
در همین ارتباط، در 14 بهمن 98 خبرگزاری اوکراینی “یونیان” مکالمات برج مراقبت فرودگاه مهرآباد با خلبان یک پرواز خط هوایی آسمان را منتشر کرد که نشان میداد برج مراقبت، از همان ابتدا در جریان سرنگونی پرواز 752 قرار گرفته است. در جریان این مکالمه، خلبان پرواز آسمان خبر می داد دو “نور” که به نظرش “موشک” هستند و سپس یک “انفجار” را در آسمان دیده و متعاقبا برج مراقبت -که نگران پرواز 752 شده بود- 9 بار پیاپی تلاش میکرد تا با هواپیمای اوکراینی تماس بگیرد که بیپاسخ میماند.
پس از انتشار این فایل حسن رضاییفر، مدیرکل سوانح سازمان هواپیمایی کشوری گفت فایل مزبور از مجموعه اسنادی بوده که در تیم مشترک بررسی سانحه هوایی در اختیار اوکراین قرار گرفته و تهدید کرد که دیگر هیچ سندی به آنها داده نخواهد شد. واکنشی که “بینسطور” آن، اولا تایید اعتبار فایل صوتی و ثانیا اذعان به این واقعیت بود که مقامهای ایرانی، قصد پنهان نگاه داشتن زمان اطلاع برج مراقبت از اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی را داشتهاند.
در 18 تیر 99 بیبیسی گزارش کرد به فایل صوتی دیگری دست پیدا کرده که از مکالمه ای معنی دار میان مقامهای هواپیمایی کشوری و سپاه در 16 اسفند 98 خبر میدهد. در این فایل صوتی، مدیرکل سوانح سازمان هواپیمایی کشوری در گفتگو با یکی از اعضای خانوادههای قربانیان می گفت در ساعت 6:30 صبح از سقوط هواپیمای اوکراینی خبردار شده و پنج دقیقه بعد تلفنی از فرمانده هوا-فضای سپاه پرسیده آیا “عملیات موشکی” به وقوع پیوسته، که پاسخ شنیده عملیات موشکی روی داده اما به “دلیل مسائل امنیتی” اعلام نشده است.
در مکالمه فوق اگرچه به طور صریح از هواپیمای اوکراینی صحبت نمیشد، ولی چون خبر “عملیات موشکی” ایران به پایگاههای آمریکایی در عراق چند ساعت قبل از این مکالمه در رسانه های ایران منتشر شده بود، به نظر میرسید که اظهارات منقول از فرمانده نیروی هوا-فضای سپاه، به برخورد موشک به هواپیمای اوکراینی اشاره دارد.
در بخش دیگری این مکالمه، حسن رضایی فر در پاسخ به سوال جواد سلیمانی که چرا در شب واقعه آسمان ایران بسته نشده میگفت: “حاجی زاده می خواست حمله موشکی کند، اگر آسمان را میبستند آیا حمله لو نمیرفت؟” او در ادامه، در پاسخ به این پرسش آقای سلیمانی که چرا “بعد از” حمله موشکی به پایگاه های آمریکا فضای ایران بسته نشده پاسخ مشخصی نمیداد.
اظهاراتی کمابیش مشابه با صحبتهای آقای رضایی فر در مورد نقش ملاحظات امنیتی در زمان اعلام علت سقوط هواپیما، در 23 بهمن به نقل از علی قاسمی فرمانده سپاه انصارالرضای خراسانجنوبی انتشار یافت. سرتیپ قاسمی تصریح داشت: “جمهوری اسلامی بعد از گذشت ۴۸ ساعت مسئولیت را پذیرفت و در آن مدت هم به دلایل مسائل امنیتی ستاد کل نیروهای مسلح اجازه بیان علت حادثه را به سپاه نمیداد.”
به هر صورت، در گزارشی جداگانه از فایل صوتی افشا شده از مکالمه اسفند 98، شبکه خبری سیبیسی کانادا -که دیگر دریافت کننده این فایل بود- خبر داد این شبکه 12 تیر یک کپی از فایل را به ایمیل به حسن رضاییفر فرستاده و خواستار پاسخ او شده است.
این شبکه می افزود اما کمتر از 24 ساعت پس از فرستادن چنین ایمیلی، اطلاع یافته که آقای رضاییفر از ریاست تیم تحقیق واقعه هواپیمای اوکراینی برکنار شده است.
“بعیداست خطای عادی انسانی اتفاق افتاده باشد“
در نهایت، با توجه به مجموعه موضعگیریهای یک سال اخیر نهادهای رسمی در ماجرای سرنگونی هواپیمای اوکراینی، نمیتوان مطمئن بود که آنچه تاکنون در مورد ادعاهای ساختگی این نهادها کشف شده، تصویر کاملی از “ضداطلاعات” حکومت در این فقره خاص را به دست دهد.
به بیان ساده تر، تضمینی وجود ندارد که علی رغم تمام افشاگری های خارج از حکومت یا اعترافهای حکومتی به انتشار اطلاعات نادرست، دانسته های ما در نخستین سالگرد فاجعه، دربر گیرنده تمام حقیقت باشد.
این تردید در شرایطی است که حتی بسیاری از سخنگویان یا چهره های حکومتی ایران، با ادعاهای پراکنده خود در مورد ابهامات پرونده، باعث افزایش پرسش های بی پاسخ در افکار عمومی شده اند.
از ادعای سرمقاله 22 دی 98 حسین شریعتمداری در کیهان مبنی بر “احتمال خرابکاری” و پرسش او از “انگیزه” شلیک موشک ” گرفته، تا اظهارات 24 دی حسن روحانی که “در این داستان نمیتواند فقط یک فرد مقصر باشد” و تاکیدش بر آنکه “دیگرانی هم هستند”.
و از اظهارات 22 دی حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی مجلس که “بعید است خطای عادی انسانی اتفاق افتاده باشد” گرفته، تا اظهارات 21 دی مهدی کوچک زاده نماینده اسبق مجلس که سقوط هواپیمای اوکراینی ممکن است نتیجه “خطای عمدی” باشد و “نه به صورت غیر عمد که در اطلاعیه ستاد کل آمده”.
در مورد انگیزه های بیان یا میزان اعتبار مجموعه اظهاراتی از این قبیل، البته می توان و باید تردید داشت.
ولی قابل انکار نیست که در یک سال گذشته، طیفی از ناظران خارج از حکومت، و از جمله برخی از اعضای خانوادههای قربانیان پرواز 752 نیز - طبیعتا با نگاهی متفاوت از چهره های حکومتی- روایتهای رسمی در مورد سرنگونی هواپیما بر اثر “خطای فردی” را زیر سوال برده اند. هرچند سخنگویان حکومت، نه تنها خود را ملزم به پاسخگویی واقعی به سوالاتشان ندانسته اند، که آنها را به “همسویی با دشمن” متهم کردهاند.
اتهامی که از 18 دی 98 مستمرا علیه افرادی که در خارج از “خانواده نظام” به ابراز تردید در مورد روایت های رسمی پرداخته اند تکرار شده، و ظاهرا قرار است تا اطلاع ثانوی، شامل هر “غیرخودی” دیگری که جرات شک در ادعاهای متناقض حکومت را داشته باشد هم بشود.
17دی 1399 – 6 ژانویه 2021