ما با مذهب و عقيدهء هيچکس سر دعوا نداريم اما حضور مذهب و ايدئولوژی هيچکس را در قانون اساسی و نهادهای حکومتی  نمی پذيريم.

همچنين، از آنجا که حکومت اسلامی مسلط  بر ايران را قانونی نمی دانيم، طبعاً، در خارج کشور، از آن مطالبه ای هم نداريم؛

و به همين دليل قرار نيست  نام هيچ يک از اعضاء جنبش در زير نامه هائی که خطاب به گردانندگان رژيم نوشته می شوند ديده شود.

اما، در عين حال، ما از همهء مطالبات بر حق هموطنان اسير خود در داخل از غاصبان حکومت مسلط بر کشورمان حمايت می کنيم.

tتأسيس: 14 امرداد 1392                                                             سردبير: اسماعيل نوری علا  

جمعه 14 تا يکشنبه 16 اسفند ماه 1394 ـ  4 تا 6 مارس 2016

 

جستجو در سايت

تماس با سردبير

آرشيو صفحات اول سايت

آرشيو کلی مقالات  

آرشيو بر حسب نام نويسندگان

بيانيه های سازمان های ديگر

گنجينهء سکولاريسم نو

ويدئوهای آموزشی

1. در اين پايگاه،

به احترام جمهوريت،

هر کجا سخن از حکومت

 مسلط  بر ايران پيش آيد،

 واژهء جمهوری به

 حکومت تبديل می شود.

2. انتخاب تيتر مقالات وارده

با سردبير است.

پيمان نامهء عصر نو

نهاد هماهنگی جنبش

اساسنامه

هيئت دبيران

ای ميل:

iranian.sdmcc@gmail.com

اعلاميهء جهانی حقوق بشر

و پيوند به يک ويدئو

به قلم حميد شوکت

چهارشنبه سوری، دیهء قربانیان جمهوری اسلامی

شکوه میرزادگی

آیا نمی توانید به جای طرح حذف چهارشنبه سوری، به وسیله ی خانم ابتکار که خیلی هم مورد علاقه ی رؤسای حکومت می باشند، از دولت و مردم بخواهید که همراه شوند و چهارشنبه سوری امنی راه بیندازند که نه محیط زیست آلوده شود و نه کسی کر و کور و سوخته. نمی توانید؟ بله البته که نمی توانید! به شما حق می دهم همه می دانیم این حکومت عمد دارد که میراث فرهنگی و غیر ملموس ما را نابود کند. چهل سال است که تلاش می کند. ابتدا با تهدید و بازداشت و زدن و بستن و آزار دادن و بعد هم با دلسوزی های مصنوعی و مضحک که می ترسيم شما بسوزید و کر و کورشوید. 

خُب، به کجا رسیدید؟

شهباز نخعی

سرانجام، روزنامه "کیهان" [چاپ تهران]، همهء پرده های دروغ و فریبی که عمود خیمهء ادعای برگزاری "انتخابات" بر آن استوار است را به کنار زد و بی رودربایستی و تعارف ماهیت خودکامه، پلید، اهریمنی و ضد دموکراتیک نظام ولایت مطلقهء فقیه را به نمایش گذاشت: ساختار نظام به گونه ای است که اولاً هیچ یک از جریانات سیاسی نمی توانند کمترین تأثیری در تغییر ساختار و یا رفتار برگرفته از اصول نظام داشته باشند و اساساً رأی به نمایندگان در محدودهء وظایف قانونی و تعریف شده آنها در قانون اساسی است و باید گفت: در دورهء موسوم به اصلاحات، تمامی دولت و اکثریت قاطع مجلس را در اختیار داشتید و از هیچ کوششی برای تغییرات یاد شده دریغ نکردید.  خُب، به کجا رسیدید؟!

آنچه در حواشی انتخابات گذشت

در بعضی کشورها (که از بردن نامشان معذورم!) افراد حقه باز و حیله گر برای رسیدن به قدرت و سواری گرفتن از مردم وعده های دروغ انتخاباتی و به اصطلاح بچه گول زن میدهند تا مردم بی سواد و نا آگاه و ابله را پشت سر خود جمع کنند و آنها را نردبان ترقی خود قرار دهند. فی المثل می گویند اگر ما به قدرت برسیم نان و آب شما را مجانی می کنیم و روزی سه وعده غذای گرم مجانی به خوردتان می دهی... خوشبختانه در مملکت ما از این خبرها نیست و کاندیداها اعم از کاندیداهای مجلس یا ریاست جمهوری چون جملگی مسلمان و خدا ترس هستند و در دین مبین اسلام دروغ مذموم و گناه شمرده می شود (بجز در مواقع لزوم جهت تقیه کردن و یا خدعه کردن شرعی) و هدف کاندیداها از ورود به مجلس یا رسیدن به پست ریاست جمهوری فقط و فقط خدمت به امت همیشه در حال فریب خوردن است و برای خود و فرزندان شان کیسه ای ندوخته اند، نیازی هم به وعده و وعید دادن دروغ ندارند و حرفی هم نمی زنند که نتوانند انجام دهند.

سید علی ماند و حوضش

رضا حقیقت‌‌نژاد

در میدان سیاست، جمع اصول گرایان فروپاشیده، جمعی به حاشیه رفته، جمعی هوادار حسن روحانی شده و رهروان ولایت به لیست خاتمی رفته اند. بوی نعش جبهه پایداری همه را آزار می دهد؛ مانند بوی فساد حلقه احمدی نژاد. نخ تسبیح سعید جلیلی پاره شده، اعتبار جامعه مدرسین مخدوش شده و... تبعات فاجعه لشگرسازی خامنه ای در دنیای سیاست دست کمی از تبعات هوس های هسته ای نداشت؛ آن جا تحریم بود، خسارت و انزوای بین المللی، این جا حصر شد، زندان و انزوای مردمی. او اینک به همان سان که به تماشای ریختن سیمان در قلب رآکتور اراک و جمع کردن بساط برنامه هسته ای نشست، اینک به تماشای شمارش آرای هاشمی رفسنجانی نشسته است و جمع شدن بساط دلواپسان.

شمارهء مخصوص انتخابات شکوهمند

حمیدرضا رحیمی

فدوی، با ارائهء تصاويری از حضور پر شور مردم در اين انتخابات ياد نرفتنی، و دور از جان خوانندگان محترم ضد انقلاب، همینطور ارّه به ماتحت مانده است که وقتی برادران، از  کشتار فله ای سال 60 گرفته تا قتل های زنجیره ای درون و برونمرزی، که هر دو در انظار جهانیان اتفاق افتاده است!، سنگ تمام گذاشته اند، عملیات محیر العقول بیت و توابع، پیرامون انتخابات (!) اخیر، چه لزومی می تواند داشته باشد؟ و تلاش مقام معظم رهبری (ضپ) و نیز رسانه ها برای بازتاب این "معرکه گیری" بوجهی موجه، چه معنائی می تواند داشته باشد؟ شما آيا می دانید؟

احیای دین یا جنبش هزاره ای؟

رامین کامران

وقتی از نزدیک به مراحل تحولی که خمینی و خمینیسم طی کرده اند می نگریم، نوعی پیوستگی و حتی اجتناب ناپذیری منطقی بین آنها می بینیم که جالب است و در خور توجه. خمینی با سودای احیای دین و دادن وعدۀ تحقق عدالت اسلامی، پا در طاس لغزنده ای گذاشت که نهایت اش جز همین اشغال جای امام زمان و تبدیل جنبش احیاگرش به جنبش هزاره ای نبود. یعنی در نهایت رسید درست به نقطۀ مقابل موضع اولیه اش و در موقعیتی قرار گرفت که از دید هر روحانی سنتی مترادف ارتداد است. احتمالاً اگر صورت مسئله را به طور انتزاعی به خودش هم عرضه می کردند، چنین حکمی صادر می کرد. این پیوستگی و رفتن از هرکدام این مراحل به مرحله ای دیگر، تحت تأثیر دو عامل انجام گرفت، یکی نظری و دیگری عملی که مکمل هم شد.

روز از نو، زور از نو

بهنام چنگائی

راه مبارزه ی مسالمت جویانه و بردباری مردم و مای اپوزیسیون سرنگونی خواه سقفی دارد! سی و هفت سال دندان برجگر امید سائیدن کافی ست. نبرد ما در راه مبارزه ی سازش ناپذیر خویش با حاکمیت مهری اسلامی در فضائی تکراری و تاکنونی، و در دور و تسلسل های پوچ گرائی ها دچار آمده و چنین بنظر می آید که مخالفان و سرنگونی خواهان شایسته است راه ها و اهرم های مقاومت و مقابله ی متمدنانه ی گذشته را ببوسند و کنار نهند. ما نیروهای چپ و کمونیستِ برابری جو و سکولار بر مبارزه اجتماعی طبقاتی خود در این مقاطع مسخرگی انتخابات های بی فایده و شرم آور پای می فشاریم و از این گماشتگان رنگین که با نام ما و در بساط رژیم اعدام ها کاسه می لیسند، فاصله بیشتر گرفته و خواهیم گرفت. این آنهای زبون و خودکم بین و بی اعتماد به توان سرنوشت ساز کارگران و توده ها هستند که پس از این باید آبروی نداشته ی خود را به شکلی از اشکال زیر عبای ملاها پنهان کرده و تهوع آورتر از همیشه آنجای بوگندوی خود را بلیسند. 

باور کنید، خواستم رای بدهم، اما!..

منوچهر مقصودنیا

باید بگویم که دلم برای هر دو نیمهM وجودم سوخت. حتی دو گیلاس ویسکی و کنیاک هم نتوانست غمی را که بر دل جا خوش کرده بود، شسته و از بین ببرد. چرا باید دو نیمه نیروهای سکولار و دمکرات، جدا از هم بوده و بیشتر انرژی و تلاششان برای خنثی کردن یکدیگر؟! تا کی باید در میدانی سیاست کرد که قوانین بازی اش را نظامی تهیه و تدوین کرده که برای هیج یک از این دو نیمه حقی را نمی شناسد...

مردم، صدای انقلاب تان را شنیدم!

البرز

آقای خامنه ای رهبر حکومت اسلامی (ج.ا.)، طبق عادت مألوف اش در سخنرانی اش در جمع مردمی از اهالی نجف آباد، باری دیگر با ربط دادن هر مخالف سیاست های ج.ا. به این و آن، در سمت لوث، بی ارزش و بی اعتبار جلوه دادن منتقدین ج.ا. کوششی بلیغ کرد. ذیلاً می کوشم در باره ی سه واژه ی "ملی"، "تندرو" و "میانه رو" که مرکز ثقل سخنان ایشان بود، مختصری کنکاش داشته باشم.

آیندهء خبرگان رهبری

گزارش راديو زمانه

کشمکش دو جریان اصلی دورن حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب اکثریت مجلس خبرگان، انتخابات پنجمین دوره این مجلس را به یکی از مهم‌ترین انتخابات خبرگان از آغاز تبدیل کرد. چرا که به باور گروهی از ناظران سیاسی ایران این مجلس باید در بارهء سرنوشت رهبر آینده جمهوری اسلامی ایران تصمیم بگیرد. رهبر جمهوری‌ اسلامی نیز تابستان امسال با طرح مسئله نفوذ، منتقدان خود را به تلاش برای نفوذ در ارکان تصمیم‌گیری نظام در دوران پس از رهبری خودش متهم کرد. این سخنان راه را برای رد صلاحیت گسترده منتقدان احتمالی رهبری و مؤتلفان هاشمی رفسنجانی که فرایند حذف او از نهادهای تصمیم‌گیر و ارکان قدرت از یک دهه پیش آغاز شده بود، هموار کرد.

مردم هنوز اصلاح نظام را از طریق صندوق رای پیگیری می کنند!

مهدی کروبی

قسمتی از اعلاميهء خانم کروبی: نماینده دادستان و مقامات حاضر امنیتی اصرار داشتند با همسرم صحبت کنند. ایشان را که بعد از نود روز از جراحی هنوز قادر نیستند پا بر زمین بگذارند و با واکر و کمک قدم برمی دارند، بیدار کردم. با آن شرایط جسمی در نیمه شب آماده دیدار شدند... آقای کروبی گفتند: از صبح بارها پیگیری کردیم، این هم دو لیست رای من برای خبرگان و مجلس که آماده کرده بودم، اگر این حق ابتدایی را نمی خواستند اجابت کنند چرا از ابتدا صریح و شفاف نگفتند؟... آقای کروبی همچنین گفتند: خدا را شکر کنید که مردم علیرغم همهء رفتارهای غیر قانونی و سلیقه ای که حق انتخاب شدن و انتخاب کردن آنها را محدود کرده هنوز اصلاح نظام را از طریق صندوق رای پیگیری می کنند.

در بارهء انتصاباتِ انتخاباتی!

گفتگو با حسن اعتمادی

گفتگوگر: سعيد بهبهانی

رأی خواهم داد، اگر ...

مزدک بامدادان

چگونه و بر پایه کدام اندیشه خرَدوَرز می‌توان پذیرفت که رأی دادن، به‌سود همه لایه‌ها و بخش های گوناگون و گاه باهم‌ستیزنده جامعه ایران باشد؟ سود مشترک خامنه‌ای، گنجی، جنتی، حزب دموکراتیک مردم ایران، یزدی، فرخ نگهدار، مصباح یزدی، مسعود بهنود، محمد ارسی، فلاحیان و .... در چه و کجاست؟ اگر براستی رأی دادن ما آنگونه که شیفتگان انتخابات می‌گویند سلطه اقتدراگرایان را در هم می‌شکند، پس چرا رهبر همین اقتدار گرایان این چنین به دست و پا افتاده و خود را خوار و کوچک کرده است و خواهش می‌کند که ما برویم و سلطه‌اش را در هم بشکنیم؟ آیا رهبر نادان است و نمی‌داند که رأی‌دادن ما به زیان اوست؟

شباهت هاى توجيه مذهبى با توجيه سياسى

ف. م. سخن

چه در مذهب، چه در سياست، وقتى پاى ايده و منافع و باقى ماندن در قدرت به ميان مى آيد، توجيه زشتى ها و پليدى ها آغاز مى شود. نمى توان انتظار داشت كه فرد معتقد به مذهب، حتى با ديدن كريه ترين اثرات مذهب، يك شبه آن را رها كند و در مقابل آن قرار گيرد. در اين جاست كه بايد هر آن چه را كه زشت است به نوعى توجيه كرد و ايده را از خطر نفى مطلق نجات داد. گفته هايى از قبيل دين واقعى اين نيست، هر چه زشتى هست ناشى از بدفهمى و استنباط غلط است، تفسير صحيح فلان آيه اى كه در فلان كتاب مقدس آمده چنان نيست و چنين است... و امثال اين ها، سر آغاز توجيه تبه كارى هاست...

             

 

کنگره سکولار دموکرات ها

 

2016 ـ Iranian Secular Democracy Movement - iraniansdm@gmail.com - Fax: 509-352-9630

00000000000000000000000000