|
تاريخ اعلام موجوديت «جنبش»: 14 امرداد 1392
تاريخ انتشار اين شماره: دوشنبه 12 تا پنجشنبه 15 اسفند 1398 - 2 تا 5 مارس 2020 |
||||
اظهاريه ای از جانب ستمديدگان، در يک فيلم بزرگ
ده کتاب خواندنی برای فهم تمدن درخشان غربی
پیشفرض گفتوگوی اصیل آن است که حقیقت امری «بین الاذهانی» است؛ یعنی هر کسی حقیقت خود را ندارد بلکه حقیقت به شکل جمعی دست یافتنی و ارزیابی شدنی است. به تعبیر دیگر، حقیقت ذهنی نیست که بینالاذهانی باشد و بل عینی است. پیشفرض دیگر «گفتوگوی اصیل» آن است که حقیقت پخش است؛ یعنی تمام حقیقت در دست من نیست − اگر اصلاً پارهای از آن در دستم باشد. در یک کلام، پیشفرض گفتوگوی اصیل نفی توأمان نسبی انگاری و مطلقباوری است.◄
* وزیر بهداشت: صدای پای کرونا را از پشت مرزها میشنویم./ رادیو زمانه تحشیهء فدوی: نگران نباشيد، حدیث داریم که مهمان حبیب خداست، برادر وزیر! * وزارت بهداشت ایران: کرونا به قم رسید. / العربیه * تحشیهء فدوی: فدوی رجاء واثق دارد که برادر "کرونا" با حضرات آیات عظام و حجج اسلام، لعنة الله علیهم اجمعین، نیز دیدارهائی داشته باشد! * در بزرگداشت چهل و یکمین سالگرد انقلاب ایران، حسن روحانی رئیس جمهوری گفته است اگر انتخابات در ایران در رژیم پیشین آزادانه برگزار می شد، اصلا انقلاب نمی شد. / بی.بی..سی تحشیهء فدوی: خب چرا عبرت نمی گیرید؟! ◄
جهانی شدن اين عواقب را هم دارد! آنچه این روزها در گسترش ویروس کرونا شاهد هستیم اولین و آخربن نمونه از بی لیاقتی حاکمان مسلمان ایرانی نیست. مردم هميشه ایران اولین قربانیانی هستند که خرج این بی لیاقتی میشوند ولی بقیهء جهان نمی تواند خودش را سهیم نداند؛ چرا که جهانی شدن اگر در اقتصاد شدنی است در همهء عرصه ها باید حضور و نفوذ داشته باشد. جهانی شدن اين معنی را هم دارد که اگر انگشتی درد داشت، بقیهء ارگان ها نمی تواند فقظ ناظر باشند چون اگر اين درد مهار نشود با سرعت به همه جا گسترش پیدا می کند... این بی لیاقتی در مهار و درمان ویروس هم در هر شکلی به بیخ گلوی بقیه جهان می رسد. دلخوش نباشید به اینکه فاجعه فقط در همان جغرافیای ایران رخ داده است. فاجعه ورود ویروس خمینیسم در جغرافیای ایران هنوز به اشکال مختلف در حال گسترش است!(منبع) |
پاسخ به یک سوال: «رژیم چه موقع میرود؟»
از آبان ماه امسال رژیم حاکم بر ایران به یک فاز تشدید بحران وارد شده است. بحران های قبلی حکومت در این سه ماه گذشته رو به تعمیق گذاشته و می رود که آخرین خندق ها و سنگرهای امنیتی میان مردم گرسنه، معترض و بیمار و بیت رهبری و کاخ های سران نظام را از سر راه بردارد. در چنین شرایطی گفته های حسن روحانی، رئیس جمهور نظام، شکل اعتراف ناخواسته را به خود گرفته است: «توطئهء دشمنان ماست که با هراس افکنی زیاد در جامعه کشور را به تعطیلی بکشند.» چه واقعیتی پشت این سخن نهفته است؟ روحانی از چه نگران است؟ آیا این همان نگرانی کل نظام است؟◄
دربارهء اصلاح پذیری یا اصلاح ناپذیری نظامهای سیاسی به هر رو، اصلاحات در هر دورهای و در هر نظام سیاسی یکی از روشهای مؤثر و گاه ناگزیر برای بهبودی و بهسازی جامعه و نظام سیاسی حاکم بوده و هست. اما در برخی نظامهای استبدادی، اقتدارگرا و تمامیت خواه که یا تن به اصلاحات ندادهاند و یا بسیار دیر به ضرورت آن پی بردند، جنبشهای تحول خواهانه به انقلاب و براندازی آن نظامها منجر شده و میشوند.◄
شرمِ انگشتانِ رنگین
نقش روشنفکران در انحراف علم اقتصاد در نشريهء تجارت فردا - چاپ تهران
تونس از کی با سکولاریسم آشنا شد؟ اين واقعيتی قطعی است که بورقیبه و بن علی توانسته بودند، بجای پرداختن به جداسازی نهادهای دينی از نهادهای حکومتی، نهادهای دين را بخدمت خود در آوردند و از اين نهادها منحصرا در خدمت به اهداف خویش استفاده کنند. در حقیقت، در زمان حکومت بورقیبه و بن علی، که خود را با القاب مذهبی می خواندند (بورقیبه با لقب مجاهد اعظم و بن علی با لقب حامی ناموس و مذهب) «دولت – ملت تونسی» به یک برنامۀ گروهی یا حزبی تبدیل شد که، با استفاده از کلماتی فریبنده همچون ملی گرایی و مدرنیته و ترقی خواهی و مانند آنها، در حقیقت تبديل به چیزی شبیه "دین دولتی" شد که، علیرغم همۀ ادعاهای مبنی بر مدرنیته و ترقی خواهی، قابل نقد و پرسش و حسابرسی نبود.◄
اقلیت بودن گروه حاکمان در یک کشور به معنای از دست رفتن مشروعیت آن نظام سیاسی است. چنین نظامی طبیعتاً باید بیاموزد که بدون مشروعیت حکمرانی کند و شیوههای در اقلیت بودن را فرابگیرد. در دهههای گذشته بعد از هر بحران سیاسی و اجتماعیای مردم با خودشان میگفتند که از این به بعد حکومت با مشروعیت از دست رفتهاش چه میکند؟ حکومت هم به خوبی به این بحران مشروعیت پاسخ میداد و میتوانست به طرق مختلف مشروعیتش را دوباره به دست آورد. از باب نمونه روی کار آمدن روحانی پاسخی بود به بحران مشروعیت بعد از اتفاقات سال هشتاد و هشت. حالا دیگر اما کسی از خودش چنین سوالی را نمیپرسد.◄
استفاده از «بحران کرونا» برای «عبور از بحران» در طول چهار دههء گذشته، آن استراتژی که رژيم اسلامی بخوبی توانسته بود استادانه از وجودش استفاده کند «بحران سازی» برای «عبور از يک بحران توسط بحران دیگر» بود. از بدو تاسیس رژيم اسلامی، رهبران آن در یک بازی نابرابر، ملت ایران را با بحران های خود ساخته، همچون در بازی شطرنج، آچمز کرده و به بقای ننگین اش ادامه داده است... و در چنین شرایطی است که پرداختن رژيم به بحران ناشی از شيوع ویروس کرونا راهکار زیرکانهء خواهد بود تا رژیم بتواند خود را از مخمصهء بزرگی که در آن گرفتار شده آزاد سازد. بعبارت دير، رژيم اسلامی در ميان گزینه هائی که می تواند برای رها سازی خود انتخاب کند فکر می کند که احتمالاً شیوع بیماری مرگبار کرونا می تواند شرایط عبور از آن بحران پیشین را آسانتر کند.◄
پتک لازم بر پایه های نگهدارندهء حکومت اسلامی به جرات می توان گفت که همه مردم، حتی افراد ناآگاه، بی سواد یا کم سواد، و بی توجه ترین اقشار نیز اکنون به فساد گسترده و سازمان یافته در سر تا پای این حکومت جهل، فساد و جنایت به خوبی آگاهند. بنابراین دیگر توهم یا عدم آگاهی مردم در این خصوص، پایهء نگهدارندهء مهمی برای حکومت محسوب نمی شود. پس شایسته تر آن است که پتک های خود را بر پایه های نگهدارنده فعلی فرود آوریم. زمان، انرژی و منابع محدود خود را باید هوشمندانه به کار بگیریم تا بهترین بهره وری و کارآئی را داشته باشیم. از میان عوامل بسیار متعدد و گسترده ای که به ادامه حیات حکومت جمهوری اسلامی کمک می کنند، حسب مشاهدات نسبتاً دقیق ما از کف خیابان ها و بطن جامعه، برخی موارد بیشتر از سایر عوامل به چشم می آیند.◄ |